تاریخ هنر

هنر اژه و یونان “درس چهارم کتاب تاریخ هنر جهان”

 هنر اژه ای

تمدن اژه ای به دست مردمانی به نام مینوسی ها و میسنی ها شکل گرفت. مردم اژه بعد از گذر از دوره نوسنگی، وارد عصر شهرنشینی شدند و به سرعت به مدارج شهرنشینی پیشرفته ای رسیدند.

مینوسی ها به دلیل نزدیکی و روابط تجاری با میانرودان و مصر، در جذب و انتقال تجارب این دو تمدن به سرزمین خود و انتقال آن به یونان نقش مهمی داشتند. در حدود 1400 پیش از میلاد زندگی شهرنشینی در جزیره کِرِت به اوج خود رسید.

اندکی بعد میسنی ها، ساکنان جنوب یونان، اِبتکار عمل را به دست گرفتند و جانشین مینوسی ها شدند. این اقوام همزمان با شکل گیری تمدن یونان به خاموشی گراییدند. اژه ای ها در شکل گیری تمدن یونان نقش مهمی ایفا کردند. امروزه بخشی از میراث هنری آنها چون آثار معماری، قبور سنگی، تندیس سازی، نقاشی دیواری و سفال های منقوش آشکار شده اند.

سفال با نقش جانور دریایی

تندیس های انسانی ساده و از شکلی هندسی و زاویه دار برخوردارند و نقاشی دیواری آنها نیز تنوعی از شکل های ساده هندسی تا طبیعت گرایی زا نشان می دهند، در برخی از آثار هنری آنها شادی، شوخ طبعی و حرکات موزون دیده می شود.

هنر مینوسی

هنر اژه ای با وجود تاثیرات شرقی از شخصیتی مستقل و نو ظهور برخوردار است.

 

هنر یونان

 

سرزمین و مردم یونان

یونان نام سرزمین و کشوری به شکل شبه جزیره ای نامنظم و با جزایر بزرگ و کوچک در جنوب شرقی اروپا است. نخستین مردم شناخته شده ای که وارد خاک یونان شدند، میسنی ها بودند.

اندکی بعد مردم دیگری که به زبان یونانی سخن می گفتند و از شمال یونان وارد این سرزمین شدند، با میسنی ها در آمیختند و کم کم بر جزایر و سواحل دریای اژه و آسیای صغیر مسلط و به تدریج تمدن یونان را بنا کردند. در میان اقوام یونانی، دوریسی ها و اِیونی ها مشهور هستند. دوریسی ها در خاک اصلی یونان و ایونی ها در جزایر و سواحل آسیای صغیر ساکن شدند و با تمدن های خاورمیانه ارتباط داشتند.

یونان در زمانی کوتاه به یکی از تمدن های بزرگ جهان تبدیل شد. آب و هوای مساعد، فراوانی منابع طبیعی، راه های امن دریایی، نزدیکی به تمدن های مصر و میانرودان، روح آزادی خواهی، نداشتن حاکمان مستبد و داشتن روحیه بازرگانی از عوامل موثر در رشد سریع تمدن یونان در مقایسه با دیگر تمدن های کهن بود.

 

شیوه یا دوره های هنر یونان

هنر یونان از آغاز تا انجام به چهار شیوه یا دوره، هندسی، باستانی، کلاسیک و هلنی تقسیم می شود و اوج آن در شیوه کلاسیک متجلی می شود.

دوره شیوه هندسی هنر یونان

شیوه هندسی که به آن مرحله شکل گیری تمدن یونان نیز می گویند، از 1100 تا 800 سال پیش از میلاد به طول انجامید. یونانی ها از حدود 800 پیش از میلاد با سرعتی شگرف در تاریخ ظاهر و 776 پیش از میلاد، نخستین بازی های المپیک را برگزار کردند و این زمان، آغاز تاریخ مستند یونان است.

هنر این دوره، شامل سفالینه هایی با نقوش هندسی، جانوری و انسانی است. تصاویر انسانی و جانوری ساده و به شکل هندسی روی سفال ها نقاشی می شد.

نقاشی روی ظرف سفالی شیوه هندسی

مهم ترین اتفاق در این دوره نگارش دو حماسه ایلیاد و اُدیسه توسط هومِر بود که داستان های این دو حماسه، موضوع نقاشی های روی سفال ها بود.

 

دوره باستانی هنر یونان

دومین شیوه هنری یونان، شیوه باستانی یا خاورمآبی نام دارد. در آغاز این شیوه، یونانی ها از طریق رفت و آمدهای تجاری با تمدن و هنر سرزمین های میانرودان و مصر آشنا شدند و در فاصله 725 تا 650 پیش از میلاد بخش بزرگی از هنرها و افکار تمدن های خاورمیانه را جذب و آنها را با شیوه هنری خود هماهنگ و شیوه باستانی را به وجود آوردند. این شیوه یکی از مراحل مهم تکامل هنر یونان است. نقاشی ها و تندیس های شیوه باستانی جاندار، با حالت، پر جنبش و از تازگی و سرزندگی برخوردارند. در این دوره، سفالینه ها از نظر ساخت ظریف تر شدند و صحنه های زیبایی از تاریخ افسانه ای و زندگی روزمره مردم بر روی سفال ها با رنگ سیاه بر روی زمینه سرخ (نقاشی سیاه گون) نقاشی می شد. سفالگران این دوره به اندازه نقاشان به کار خود افتخار می کردند و نام خود را روی سفال ها می نوشتند.

نقاشی سیاه گون بر روی سفال

 

در تندیس سازی از سنگ برای آفرینش پایدار استفاده شد، یونانی ها در آغاز نه تنها روش کنده کاری روی سنگ را از مصری ها یاد گرفتند بلکه، از سنت تندیس سازی آنها یعنی حالت ایستادن با پای چپ به جلو و یک پارچگی و مکعب نمایی قالب بدن نیز متاثر شدند، با این تفاوت که تندیس ساز یونانی تلاش می کرد تمام جزئیات بدن را نشان دهد و از سنگ، نقشی جاندار و تاثیر گذار به وجود آورد. تندیس های یونانی هوشیار و هیجان زده و سرشار از جنبش و با نگاه مستقیم هستند . یکی از این نمونه ها، تندیس زنانه الهه هِرا است که ضمن شباهت به تندیس های مصری، دارای شکوه و وقار و روح است و جامه اش، تندیس را جاندارتر و زنده تر کرده است.

تندیس هرا

در دوره باستانی و معماری معابد سنگی نیز به سرعت رشد کرد. معابد یونانی اغلب به طرح مربع مستطیل با سقف شیروانی مانند و دور ستونی هستند و نمای بالای ورودی ساختمان، شکلی مثلث مانند دارند که به آن سنتوری می گویند. یونانی ها از حجاری، نقاشی و تزئینات معماری بناهای مصری و میانرودانی آگاه بودند. اما آنها تنها در نمای سنتوری ها اقدام به حجاری و ایجاد نقوش برجسته می کردند.

طرح خطی معبد دلفی

 

دوره کلاسیک هنر یونان

سومین شیوه یا دوره هنر یونان، کلاسیک نام دارد که اوج هنر یونان است و به خاطر تاثیر آن در معماری، تندیس سازی و نقاشی اروپا از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

اساس هنر یونان در این دوره، نظم تناسب و هماهنگی در جزء و کل، سادگی و استحکام، قرینه سازی ماهرانه، تعادل و توازن، غلبه عقل بدون فنا کردن احساس است. نماها و شکل ستون ها و سر ستون های این دوره حتی تا امروز هم در معماری جهان مورد توجه اند و تندیس های عهد کلاسیک، هنوز جزء عالی ترین نمونه های هنر تندیس سازی در جهان هستند.

هنر عهد یونان زمانی به کمال دست یافت که آزادی آرمانی در جامعه یونانی تحقق یافت و هنرمند یونانی توانست احساس، عقل و طبیعت را در آثار خود مجسم سازد. شیوه کلاسیک بزرگترین ارمغان هنر یونان به هنر غرب است.

در طول دوره کلاسیک، هنر معماری، نقش برجسته سازی، تندیس سازی و نقاشی نیز پیشرفت زیادی کرد. سمبل معماری کلاسیک معبد پارتِنون است که به شیوه دوریک یا دوریسی ساخته شده و تناسب و هماهنگی در جز و کل، ظرافت، دقت و استحکام به زیباترین شکل ممکن در آن جلوه گر شده است.

نقاشی چگونگی ساختن معبد پارتنون

معبد پارتنون

شیوه هنری دوریک جدی، سنگین و نیرومند است و شیوه ایونی، نرم و دلپذیر است.

در این دوره ساخت تئاتر یا تماشاخانه سر گشاده در اغلب شهرها رایج بود. این نوع ساختمان به شکل نیم دایره در شیب تپه ها با ردیف هایی از نیمکت های سنگی و محل نمایش به شکل دایره یا نیم دایره در مقابل نیمکت ها ساخته می شد.

نمای یک تئاتر میلتوس

از دیگر زیبایی های معماری یونانی تنوع ستون ها است. یونانی در ساختمان ها از سه نوع سر ستون به نام های دوریک (برخاسته در خاک اصلی یونان) و ایونی (برخاسته در سواحل اژه و آسیای صغیر) و کرنتی یا قرنتی (ترکیبی از این دو نوع) استفاده می کردند.

ستون های یونانی

تندیس سازان این دوره با شناخت اندام انسان، با سنگ و فلز به ساخت تندیس پرداختند و تا مراحل تکمیل جزئیات و حرکات بدن پیش رفتند و به نمای روبرو اهمیت دادند.

در تندیس مشهور دیسک پران، هدف مجسمه ساز این است که حالت خاصی از آرامش را در بدن انسان نشان دهد و چهره نیز بیان کننده وقار و تفکر و خویشتنداری باشد.

دیسک پران

از دیگز آثار برجسته، تندیس مفرغی زئوس در حال پرتاب نیزه است، در این تندیس، بدن حالتی پهلوانی دارد و حالت پرتاب به خوبی نشان داده شده است. تندیس سازان یونانی تلاش می کردند که تصویری آرمانی از انسان ارائه دهند.

تندیس مفرغی زئوس

در این دوره، ساخت سنگ مزار نیز مورد توجه بود. از نمونه های برجسته سنگ مزار هِگِسُو است، نقش متوفی و خدمتکارش بسیار هماهنگ و حالت اندوه در نگاه خدمتکارش به خوبی منعکس است.

سنگ قبر هگسو

در نقوش برجسته، ژرف نمایی در تندیس ها و نمایش حالت های بدن، مورد توجه قرار گرفت و از پارچه و لباس برای نمایش عمق و پر کردن فضا استفاده شد. در این دوره کمابیش نقاشی دیواری نیز مورد توجه بود که از ویژگی آنها توجه به عمق نمایی بود.

 

دوره هلنی هنر یونان

حمله اسکندر به آسیا و تصرف بخش هایی از خاورمیانه، سبب گسترش تمدن و هنر یونان از راه آسیای صغیر (ترکیه) به سوی مشرق (سوریه، مصر، ایران تا مرزهای هندوستان) شد. در این دوره، هنر یونانی در سرزمین های تصرف شده با هنرهای محلی آمیخت و آثاری متاثر از هنر یونانی و سبک های محلی به وجود آمد که به سبک هلنی شهرت یافت. در ساخت کاخ ها، معابد و مقابر، از شکوه و جلال معماری شرقی استفاده می شد. در تندیس ها، شبیه سازی مورد توجه قرار گرفت. تندیس سازان به واقعیت های زندگی انسان های عادی توجه کرده و احساس انسان ها را به شکل هیجان، حسرت، نگرانی، رنج، خودخواهی و پیروزی در تندیس ها مجسم می کردند. تندیس و آرامگاه ماوسولوس در غرب آسیای صغیر و یک سر مفرغی بیان گر شیوه هلنی است.

پیکره ماوسولوس

 

سردیس مفرغی

در دوره هلنی، سبک کلاسیک در سرزمین اصلی یونان متوقف نشد و ادامه یافت. تندیس الهه پیروزی نمونه ای از آثار با ارزش کلاسیک در دوره هلنی است. این تندیس با بال های گشوده در حال فرود بر دماغه کشتی است و حالت فرود بسیار زنده، هیجان انگیز و متعادل است و شکل برخورد نسیم دریا در موقع فرود در چین های لباس نشان داده شده است.

الهه پیروزی

بازگشت به لیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.