تاریخ هنر

هنر ژاپن “درس هشتم کتاب تاریخ هنر جهان”

تاریخ و ویژگی هنرهای ژاپن

ژاپن کشوری کوچک، مرکب از چهار جزیره بزرگ و تعدادی جزیره کوچک است که در شرق چین و کره قرار دارد. ساکنان ژاپن از حدود هزاره هفتم پیش از میلاد، وارد دوره نوسنگی (عهد کشاورزی) شدند. از این دوره ظروف سفالی و زیورهایی از سنگ بلور به دست آمده است. ژاپنی ها در حدود ۴۰۰ سال پیش از میلاد وارد دوره شهرنشینی شدند. با وجود آن که ژاپن در مقابل ورود بیگانه به کشور سخت گیر بود، اما تمدن های چین، کره و دین بودا در شکل گیری و تکامل فرهنگ و هنر ژاپن نقش اساسی داشتند. مواد و شیوه های مورد استفاده هنرمندان، حتى مضمون ها نیز ریشه چینی داشتند. ژاپنی ها در سده های ۵ تا ۷ میلادی از طریق جاده ابریشم با مصنوعات هنری آسیای غربی (آسیای مرکزی، شمال هندوستان و ایران) نیز آشنا شدند. برای مثال از نقوش دوره ساسانی در پارچه های ژاپنی نیز تقلید می شد. هنوز هم در یکی از خزانه های سلطنتی تعداد قابل توجهی از اشیای دوره ساسانی نگهداری می شود. هنرمندان ژاپنی در کنار باورهای مذهب باستانی خویش، شینتو ، از آیین بودا و تائو چینی نیز بهره می گرفتند. خصوصیات هنر ژاپن نشان می دهد که اغلب این تقليدها آگاهانه بوده و هنرمندان ژاپن دست آوردهای بیگانه را به خوبی با سنت های خود سازگار کرده و عناصری را به آن افزوده اند. ژاپنی ها مانند چینی ها شیفته طبیعت اند، ولی نگاه آنها به طبیعت با احساساتی گری آمیخته است. به طور کلی، در هنر ژاپنی حساسیت به بافت، تأکید بر نکات فنی، علاقه به رنگ های درخشان، ترکیب بندی گیرا و کوشش برای جلوۂ تزئینی، بیشتر دیده می شود. هنر اصلی ژاپنی ها نیز مانند چینی ها، نقاشی و خوشنویسی است، اما آنها در ساخت سفالینه های لعاب دار، اشیای چوبی، باسمه کاری، بافندگی و ساخت اشیاء و تندیس های فلزی و چوبی و تزئینات درون و بیرون بناها نیز توانا هستند.

تندیس سازی ژاپن

جزایر ژاپن به دلیل آتشفشانی بودن آنها، سنگ مناسب برای حجاری و کنده کاری ندارند، لذا برای تندیس سازی، از گل رُس و چوب و فلز استفاده می کردند. نخستین تندیس های سفالی مربوط به هزاره چهارم پیش از میلاد، مربوط به دوران نوسنگی، غالبا طرحی حصیر گونه و درهم بافته دارند. فن مفرغ کاری در سده اول میلادی از چین به ژاپن رسید. بر روی زنگوله های مفرغین مربوط به این دوره خطوط و تصاویر ساده حک شده و یا نقوش کم برجسته دیده می شود. سپس در سده های ۴ تا ۷ میلادی، پیرامون مقبره ها استوانه های گلینی بود که در بالای آنها تندیس های هانيوا به شکل انسان، جانور و یا پرنده قرار می گرفت.

تا پیش از ورود آئین بودایی از طریق کره در سال ۵۵۲ میلادی، تندیس سازی در ژاپن به طور جدی مطرح نبود. صنعتگران کره ای همراه با راهبان بودایی به ژاپن رفتند و طرز ساختن تندیس های بودایی را به ژاپنی ها یاد دادند. اولین تندیس های بودا که در سده های ۶ و ۷ میلادی ساخته شدند ، برگرفته از هنر یونانی – بودایی سده های 1 تا 3 میلادی گندهارا (قندهار) هستند و سبکی واقع گرایانه دارند. برخی از آثار این دوره، در زمره نفیس ترین و اثرگذارترین تندیس های مذهبی جهان به شمار می آیند.

معماری ژاپن

باتوجه به منشا آتشفشانی جزایر ژاپن و عدم وجود سنگ های مناسب، مردم این سرزمین، بناهای خود را از چوب های مناسب و مقاوم در برابر زلزله می ساختند. ژاپنی ها در معماری هم از الگوهای چینی پیروی می کردند، بناهای آنها از یک تا چند طبقه متغیر و اغلب دارای شکل های مربع مستطیل با سقف های شیب دار سفالی هستند و رخ بام ها بر ستون های چوبی تکیه دارند و شکل ایوان را در نمای ساختمان به خود می گیرند و لبه آنها نیز مانند بناهای چینی به سمت بالا خمیده هستند. یکی از معابد مهم ژاپن در شهر اوجی دارای تالار مشهوری به نام ققنوس است.

معابد چند طبقه آنها نیز به تقلید معابد چینی ساخته شده اند.

نقاشی ژاپن

هنر نقاشی در ژاپن از زمانی متداول شد که راهبان بودایی و صنعتگران کره ای و چینی در آنجا اقامت کردند. نقاشی دیواری و طوماری با مضمون های بودایی که ریشه در هنر هند داشت، رواج یافت.

قطع رابطه ژاپن با چین در اواخر سده نهم میلادی، زمینه ای برای رشد نقاشی بومی فراهم ساخت. در سده 12 میلادی، نوعی نقاشی طوماری با سبک خالص ژاپنی به نام یاماتو_ئه شکل گرفت که به لحاظ شیوه و موضوع با نقاشی های مشابه چینی تفاوت دارد. اگر چینی ها نقاشی طوماری را عمدتا برای منظره نگاری به کار می بردند، ژاپنی ها آن را به خدمت رویدادهای زندگی گرفتند.

قلم گیری های سریع و نازک، رنگ های تخت و غالبا درخشان و تجسم فضا از زاویه دید بالا از ویژگی های این سبک است.

برتری یافتن آئین ذِن بر آیین های شینتو و بودایی در قرن چهاردهم میلادی بر نقاشی ژاپنی اثرگذار بود و راهبان ذِن نمونه های منظره نگاری آب مرکبی دوره سونگ را از چین به ژاپن آوردند و منظره نگاری چینی مورد توجه قرار گرفت.

در سده های 15 و 16 میلادی نقاشان ژاپن به پیروی از نقاشان چینی بر خط های شکل ساز تاکید می کردند، ولی از مضمون ها و نقش های بومی سرزمین خود نیز بهره می گرفتند و منظره ها، گل ها و پرندگان سرزمین خود را نقاشی می کردند.

از اواخر سده هفدهم میلادی، هنر باسمه سازی در ژاپن رونق گرفت. این هنر معرف زنده ترین هنر بومی و مردمی است؛ زیرا برخلاف هنر اشرافی، براساس موضوعات زندگی روزمره مردم شکل گرفت. باسمه های رنگی تاثیری عمیق بر هنر اروپایی اواخر سده 19 میلادی گذاشتند. هکوسای و اوتامارو با باسمه ها و طراحی هایشان از چشم اندازهای ژاپنی، به عنوان استادان بزرگ تاریخ هنر شناخته شده اند. ژاپن در این سده دروازه های خود را بر روی جهان غرب باز کرد و آماده پذیرش فرهنگ غرب شد و به تدریج از شیوه های سنتی دور شد و مکاتب نقاشی غرب مورد توجه قرار گرفت. بعد از جنگ جهانی دوم، برخی از نقاشان با بهره گیری از سنت های گذشته و تلفیق آن با شیوه های هنر غرب به نتایج تازه دست یافتند. از نیمه دوم سده بیستم نقاشان و تصویرگران ژاپنی با نوآوری های فنی و سادگی صوری و ظرافت بیان و حفظ هویت فرهنگی، جایگاه مهمی را در هنرهای بصری جهان به دست آورده اند.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *