هنر- عمومی

سبک شناسی در تئاتر را بیشتر بشناسید

تراژدی (Tragedy) :

تراژدی یکی از شکل های کهن نمایش است و معنای یونانی آن آوای بز است.

(اصطلاح تراژدی از تراکودیا Tragoi ia گرفته شد. در جشنواره های یونان باستان بز به عنوان جایزه به نمایشنامه نویسان داده می شد.)

مضمون تراژدی عمدتا شوربختی آدمی در ستیز با تقدیر و نیروهای گریزناپذیر و کشمکش حاصل از این تقابل است.

ارسطو (ارسطو حدود 348_322 پیش از میلاد) در کتاب فن شعر خود تراژدی را چنین تعریف می کند:

تراژدی تقلیدی است از عملی شایسته و سزاوار و یا درخشان و برجسته و تمام، دارای حجمی معلوم با زبانی خوش، بر حسب هر یک از بخش ها که به وسیله ی عمل شخصیت ها و بی آن که داستان گو یا راوی در کار باشد، در میان فضایی سرشار از همدردی و هراس که حاصلش پالایش روحی (کاتارسیس Ca harsis) از چنین احساسات شدید و تندی است، به انجام برسد.

در این مفهوم تراژدی کلاسیک با وجود این که همدردی تماشاگر را بر می انگیزد و هراس تهییج کننده ای برایش به ارمغان می آورد اما چشم انداز خوشبینانه ای از انسان را به نمایش می گذارد.

 

عمل وحدت ها در تراژدی:

تراژدی نویسان غالبا موضوع آثار خود را از اساطیر، افسانه و تاریخ برگرفته و چند وحدت را حایز اهمیت می شمارند:

الف) وحدت عمل (موضوع): وحدت عمل در تراژدی مانند وحدت عمل در حماسه است، به این معنی که وحدت کامل قسمت های مختلفی که عمل دراماتیک را تشکیل می دهند، وحدت موضوع نام دارد و از ابتدا تا پایان تراژدی، هدف یکی بوده و داستان در اطراف قهرمان یعنی عامل پیش برنده دور می زند و پیوسته اتفاق با خطایی، قهرمان اصلی را از نیل به مقصود باز می دارد.

وحدت عمل یا وحدت موضوع مهم ترین اصل در تراژدی است.

 

ب) وحدت زمان: منظور از وحدت زمان تعیین دوره ی انجام عمل نمایشی است؛ و از آنجا که تماشاچی و خواننده باید به عظمت اعمال قهرمانی و عظمت روحی بازیگر اصلی پی ببرد، از این رو می بایست در کم ترین زمان نیل و تجسم این عظمت روحی در نظر گرفته شود، هر چقدر زمان کمتر باشد حس اعجاب و تحسین تماشاگر بیشتر برانگیخته شده و اهمیت موضوع بهتر جلوه گر می شود.

نویسندگان کلاسیک فرانسه زمان 24 ساعت را برای رسیدن به نتیجه نهایی کافی می دانستند.

اصل وحدت زمان بعدها توسط نمایشنامه نویسان رمانتیک و مدرن رعایت نگردید.

ج) وحدت مکان: غرض از وحدت مکان، انجام عمل دراماتیک در محل معین و واحدی است و چنانکه از این محل دور شویم، اصل وحدت مکان را رعایت نکرده ایم.

به عنوان مثال در نمایشنامه ادیپ شهریار، وقایع در مقابل کاخ اتفاق می افتد.

رعایت وحدت های سه گانه بعدها توسط نمایشنامه نویسان پیرو مکتب رمانتیک و مدرن، مورد تجدید نظر قرار گرفت.

به عقیده ی صاحب نظران موضوع تراژدی ممکن است ساده یا پیچیده باشد.

وقتی در تراژدی انتریک (دسیسه و فتنه) به وجود می آید، هدف قهرمان تراژدی هدفی والا و ارزشمند می باشد.

از این رو نویسنده ناگریز به انتخاب مضامین با ارزش بشری است که طی آن شخصیت ها، تجزیه و تحلیل روانی می شوند و ابعاد گوناگون کاراکتر (شخصیت) شکافته می شود و به عنوان مثال به شخصیت های هملت، لیرشاه و آنتیگون می توان اشاره کرد.

 

اجزای تراژدی به گفته ی ارسطو:

ارسطو معتقد است که یک تراژدی کامل از شش جزء تشکیل می شود که عبارتند از: 1_مضمون  2_ شخصیت 3_گفتار 4_اندیشه %_منظر نمایسی 6_آواز

ساختمان تراژدی: تراژدی در شکل بیرونی خود دارای یک استراکچر یا ساختمان که به 5 بخش تقسیم می شود، که به ترتیب عبارت است از:

پرولوگ: مقدمه تراژدی است که توسط گروه همسرایان اجرا می شود و به بازگویی و شرح وقایع می پردازد.

پارادوس: اولین آوازی است که خوانده می شود.

اپیزود: شروع بازی بازیگران نمایش است.

استاسیمون: دومین بخش آواز است که توسط گروه همسرایان اجرا می شود.

اکسدوس: آخرین بخش و قسمت تراژدی است که به نتیجه گیری منتهی می شود.

 

تعریف کمدی (Comedy):

کمدی از نظر تاریخی دومین شکل اصلی نمایش پس از تراژدی است. آشکاری و سادگی لحن و پایان  خوش در کمدی آن را از تراژدی مجزا می کند.

کمدی بیشتر با زندگی و واقعیت ها سر و کار دارد.

کمدی براساس مدارک موجود در مراسم کهن یونان باستان رشد کرد.

بازیگران در این مراسم لباس های مضحک می پوشیدند و صورتک یا ماسک بر چهره می زدند و با شوخی و بداهه تماشاگران را سرگرم می کردند.

می توان گفت کمدی اثری نمایشی است که اخلاق، عادات و مفاسد اجتماع را با بیان مضحک و مفرح بیان کند و موجب عبرت و اعجاب گردد.

معمولا در کمدی بازیگران خوشحال اند جز در مواقعی که بیان عشقس، تاثر و حزن ایجاد کند.

نویسندگان کمدی عموما موضوع آثار خود را از زندگی روزمره ی مردمان که همواره گرفتار کشمکش های عشقی، خانوادگی و مالی هستند، انتخاب می کردند.

تیپ هایی چون پیرمرد خسیس،روستایی ساده لوح،مرد لاف زن، آدم شکمباره و حریص و زن حراف، در کمدی ها دیده می شوند.

تعریف درام (Drama):

درام یک اصطلاح یونانی است به معنای کاری که می شود یا عملی که  روی می دهد.

به همین سبب اتفاقی را که روی صحنه در برابر چشم تماشاگران می افتد، درام می نامیدند.

معادل فارسی آن نمایش است و شامل همه گونه تماشا، تقلید و بازی است.

اصطلاح نمایش به طور کلی برای نمایش در هر عصر یا سرزمینی به کار می رود و هر یک از شکل ها و شاخه های گوناگون این هنر جزئی از مفهوم نمایش است.

در قرن هجدهم در اروپا نمایشنامه هایی مورد توجه قرار گرفت که با جریانات عادی زندگی مردم ارتباط داشت و جنبه ی احساسی آن قوی و از شکوه و عظمت تراژدی بی بهره بود.

اصطلاح درام به این آثار نیز اطلاق گردید.

 

تعریف ملو درام (Melodrama):

این نوع نمایش که از شکل های به اصطلاح مردم پسند تئاتر محسوب می گردد، در قرن هجدهم در فرانسه مورد توجه قرار گرفت و مقبول تماشاگران افتاد.

در این نوع از نمایش که آمیخته ای از لحظات غم انگیز و تراژیک به همراه نکات خنده دار است صحنه های هیجان انگیز و احساساتی به وفور مورد استفاده قرار می گیرد.

در واقع ملودرام با موضوع های احساسی شورانگیز برای به هیجان در آوردن تماشاگر سر و کار دارد.

انگیزش در این نوع نمایش به طور معمول خیلی ساده و گاه نامفهوم و شخصیت پردازی سطحی است و منطق و استدلال نمایشی در آن زیاد در خور اعتنا نیست.

شخصیت پردازی معمولا تابع کلیشه های رایج است.

مثل قهرمان زنی که تبهکاری او را تهدید می کند و قهرمان مردی که ناجی اوست و در نهایت تبهکار را شکست می دهد.

شخصیتها تک بعدی و اتفاقات و حوادثی که برایشان رخ می دهد مشابه یکدیگرند.

تعریف کمدی فرس (Farce comedy):

کمدی بنابر یک تعریف عبارت است، از اثر دراماتیکی که اخلاق و عادات و مفاسد اجتماع را با بیان مضحک و مفرح بیان کند و موجب عبرت و اعجاب گردد.

از میان انواع کمدی، فارس ریشه ای کهن دارد و نمونه های جذاب آن از قرون وسطی برجای مانده است.

اگر نمایش های مذهبی در قرون وسطی درباره ی پیروزی فضیلت در نظام هستی است، کمدی های فارس وضعیت انسان را با ضعف هایش در نظام های اجتماعی نمایش می دهد.

نزاع، نیرنگ، دورویی، خیانت در زندگی زناشویی و سایر ضعف های انسانی، موضوعات اصلی کمدی های فارس به شمار می روند.

درک و فهم کمدی های فارس نه مطالعه می خواهد و نه درایت زیاد از این رو همواره مورد توجه مردم عوام بوده است.

از مهم ترین نمونه های این نوع کمدی می توان به نمایشنامه ی ((پیر پاتلن وکیل)) اشاره کرد.

توضیح هجو:

در لغت به معنی نکوهیدن و برشمردن معایب کسی است همین طور به معنی سرزنش، دشنام و سخن بیهوده و پوچ، اما می تواند کاربردی وسیع تر داشته باشد.

هجو ممکن است به نظم یا به نثر باشد.

 

توضیح هزل:

به معنی مزاح کردن، شوخی و پرداختن به امری به صورت غیر جدی است و لطیفه ها و شوخ طبیعی ها را شامل می شود.

در ادبیات، هزلیات شامل همه ی مضامین شوخ طبعانه است.

 

توضیح فکاهی:

از فکاهت می آید و به معنی شوخ طبع بودن، خوش طبعی کردن و مزاح است.

به مفهوم وسیع تر پرداختن به مسائل از منظری غیر جدی و شوخ طبعانه است.

 

تعریف طنز:

در لغت به معنی مسخره کردن، طعنه زدن و سرزنش کردن است.

اما در هنر مفاهیم وسیع تری را در بر می گیرد، چرا که هدف طنز اصلاح پلیدی ها است، طنز نوعی بیان در نکوهی شرارت ها یا بلاهت هاست که می کوشد پاسدار اخلاق باشد و برملا کننده ی نقصان های بشری.

طنز همیشه به تفاوت میان وضعیت چنانکه هست و چنانکه باید باشد آگاه است.

طنز هم مقولات شوخی و هم جدی را در بر می گیرد.

 

تعریف کلاسی سیسم (Classicism):

شیوه ای که تابع سبک یا نوع آثار هنرمندان باستانی یونان و روم یا آثار هنرمندان قرن هفدهم باشد.

تحسین از گذشتگان، قدرت در شیوه ی نگارش، نظم، تحقیق در طبیعت و ظواهر آن، علاقه به مقیاس های دقیق و درست، ظرافت در تجزیه و تحلیل های اخلاقی و روحی شخصیت ها و صفات و روشنی اثر از شاخصه های پیروان مکتب کلاسیک محسوب می شود.

ادبیات و هنر کلاسیک موافق عقل، استدلال و منطق است.

تحلیل ها، نظم و ترتیب خاص خود را دارد و همه چیز با دقت و موشکافی و باریک بینی بررسی می شود.

قهرمان کلاسیک همواره از افراد برجسته ی اجتماع و خانواده های ممتاز انتخاب می شود.

زیبان آثار کلاسیک، ادبی و مبتنی بر قواعد و مقررات است.

نویسندگان کلاسیک قرن هجدهم و نوزدهم معتقد بودند که آثار یونان باستان نمونه ی کامل افکار والا را در خود دارد و به آن متمایل بودند.

 

تعریف رومانتی سیسم (Romantism):

مکتبی ادبی و هنری که گروهی از نویسندگان و شاعران قرن هجدهم و نوزدهم بانی آن بودند و در کشور های مختلف معانی گوناگونی یافت مثلا در فرانسه عکس العملی بود در مقابل کلاسیک ها.

در آلمان و انگلستان شاعران و نویسندگان، عمدتا تحت تاثیر ادبیات فرانسه ی عصر راسین و کرنی بودند.

نهضت رومانتی سیسم از زمانی آغاز شد که آنها تلاش کردند تا از سیطره ی نفوذ ادبیات فرانسه خارج شوند و از الگوهای اشرافی فاصله بگیرند و خود را از قید و بندهای ادبیات کلاسیک رهایی بخشند.

نویسندگان، چون دیگر آثار خود  را برای اشراف نمی نوشتند، مضامین و شخصیت های اشرافی هم به مرور منسوخ شد.

انقلاب فرانسه طبقات را در هم ریخت و یکی از دست آوردهایش مساوات در عرصه های مختلف بود.

شاتو بریان (Shato Beryan)، ویکتور هوگو (Victor Hogo)، آلفردو دو موسه (Alfred de musset) و لامارتین (Lamartine) از چهره های شاخص این نهضت ادبی بودند.
از مشخصه های رومانتی سیسم رجحان احساس و تخیل به استدلال و تعقل است.

رومانتیک ها مهم ترین سرچشمه ی افاضه ی ادبی را الگوهای قرون وسطی می دانستند.

 

تعریف نماد گرایی (سمبولیسم Symbolism):

به کارگیری نماد (سمبول) قدمتی دیرینه دارد اما به عنوان مکتبی در ادبیات و هنر از حدود 1880 میلادی ظهور کرد.

ابتدا در شعر و سپس سایر هنرها.

شاعران سمبولیست معتقد بودند که شعر باید از راه آهنگ کلمات و حالات روحی، احساسات را که امکان بیان مستقیم آنها دشوار است به خواننده یا مخاطب القا کند.

نمادگرایان (سمبولیست ها) همواره به این سه اصل کلی در هنرشان توجه دارند:

1_آهنگ کلام و رمز بیان 2_ایجاد هیجان 3_استقلال اندیشه

سمبولیست ها، جهان را همچون یک جنگل پر از علائم و اشارات می دانند  که این علائم و اشارات از نظر مردم عادی قابل حصول نیست و هنرمند آنها را کشف و دریافت می کند و باید با قدرت ادراکش به تعبیر و تفسیر این علائم بپردازد.

شارل بودلر از مهم ترین شاعران این مکتب بود.

در عرصه ی تئاتر موریس مترلینگ (1949_1862) Maurice er inck نمایشنامه نویس متفکر بلژیکی با آثاری چون ((پرنده ی آبی))، ((پله آس و ملیزاند)) این نهضت ادبی را بارور ساخت.

 

تعریف رئالیسم (واقعگرایی Realism):

مکتب رئالیسم درصدد نشان دادن تصویر واقعی از زندگی و حیات بشر است.

مجسم ساختن و تصویر حقیقت به خصوص حقیقت موجود، با صحت و دقت تمام از سال 1850 میلادی رواج یافت.

هنرمندان پیرو این مکتب، از اوج تخیلات رومانتیک ها به سوی واقعیت و حقایق زندگی کشانده شدند.

برای نشنان دادن رنج های انسان ها در طول اعصار، بدون دستکاری و دخالت سلیقه ی شخص نویسنده.

پیشقدم این سبک در فرانسه، بالزاک بود که با نوشتن کمدی انسانی، زندگی روزمره ی مردم عصرش را تصویر کرد و در روسیه داستایفسکی و در سایر کشورها چارلز دیکنز، گوستاو فلوبر، ماکسیم گورکی و دیگران.

تعریف ناتورالیسم (Naturalism):

مکتبی در ادبیات و هنر که تقلید دقیق از طبیعت را توصیه می کند و معتقد است که باید طبیعت را حتی الامکان مطابق با واقع و آن گونه که هست توصیف و مجسم کرد.

در ادبیات، به خصوص به مکتبی اطلاق می شود که به پیروی از امیل زولا (1902_1840) نویسنده ی فرانسوی و بیانیه ی مشهورش درباره ی این مکتب رونق یافت و طرفداران آن می کوشیدند که روش تجربی و حتی علمی را در ادبیات ترویج نمایند.

در کنار کاربردهای فلسفی و علمی ناتورالیسم در هنرهای زیبا از قرن هفدهم به بعد هنرمند طبیعت گرا هنرمندی بود که موضوع های تاریخی، قهرمانی و یا تمثیلی را دیگر دستمایه ی کارش قرار نمی داد بلکه می کوشید تقلیدی حتی الامکان دقیق از فرم ها و اشکال و روابط موجود در طبیعت را که منبعی لایزال برایشان محسوب می شود، هنرمندانه خلق و تصویر نماید.

 

تعریف سورئالیسم (Surrealism):

سورئالیسم (یا ورای واقعیت) مکتبی است ادبی_هنری که در حدود 1922 در فرانسه مطرح شد و سپس در اروپا گسترش یافت.

شکستن سدها و گشودن قید و بندها که در سبک های دیگر برای هنرمند محدودیت ایجاد می کرد خواست هنرمندان این مکتب بود.

هنرمند مکتب سورئالیسم می کوشد با زبان یا قلم جریان واقعی عمل تفکر را بازگو کند.

به بیان دیگر سوررئالیسم بیان و تثبیت تفکر دور از فرمان عقل است.

در مکتب سوررئالیسم آنچه در ضمیر پنهان هنرمند محفوظ است به آزادی بازگو می شود.

هزل، رویا و دیوانگی در آثار هنرمندان این مکتب به وفور مشهود است.

سالوادور دالی (Salvador Dali)، آندره برتون (Andere bruton)، لویی آراگون (Louis Aragon) و پل الوار (Eluard Pull) از پیروان این مکتب بودند.

 

تعریف اکسپرسیونیسم (Expressionism):

اکسپرسیونیسم جنبشی در ادبیات، نقاشی و تئاتر است.

این جنبش مبتنی بر اظهار عواطف و احساسات با آزادی تمام است و اندکی قبل از جنگ جهانی اول در آلمان به وجود آمد.

پیروان این مکتب احساس می کردند که روح و ذهن بشر بر اثر ماشینیسم تمدن نو، فرسوده و به بطالت کشانده شده است و جریان های هنری معاصر صرفا به کپی کردن و بیان واقعیات اساسا غیر حقیقی پرداخته اند.

به عبارت دیگر کوشش هنرمند مصروف نمایش دادن حقایقی گردید که بر حسب احساسات و تاثرات شخصی خود درک کرده است.

اکسپرسیونیسم در تئاتر در مخالفت با نقش انفعالی هنرمند و مشاهده ی جزئیات زندگی روزمره در اسلوب ناتورالیسم و ثبت حالات روحی در اسلوب امپرسیونیسم برخاست.

پیروان این سبک بدبینی ناتورالیست ها را رد کردند و اعتقاد به تجدید  حیات بشر داشتند و از تئاتر به عنوان وسیله ای برای تبلیغ و ترویج عقاید خود سود جستند و در نمایشنامه های خود به توصیف مبارزه ی درونی بشر برای نیل به دگرگونی روحی و بازسازی خویشتن پرداختند.

 

تعریف هنر گوتیک (Gothic Art):

واژه ی گوتیک در آغاز پیدایش یعنی دوران رنسانس برای توصیف هنر غیر کلاسیک که توسط اقوامی به نام گُت ها (Goth) مورد استفاده قرار می گرفت استعمال شد اما به مرور معنای دقیق تری یافت و امروزه هنر گوتیک به شیوه های اطلاق می شود که در تاریخ هنر و نقد هنری، نقاشی، مجسمه سازی و معماری اروپای باختری در سده ی دوازدهم تا شانزدهم رایج گردید.

 

تعریف هنر باروک (Baroque):

ریشه ی لغوی آن واژه ی پرتغالی بارکو (Baroq) به معنی مروارید های غیر منظم است.

تا سده ی نوزدهم باروک با صفاتی چون غیر معقول، بی تناسب و کج و معوج مترادف بود.

اما در مباحث مربوط به تاریخ هنر باروک معرف سبکی است که در اواخر سده ی شانزدهم تا اوایل سده ی هجدهم در اروپا رواج یافت.

 

تعریف آوانگارد (Avant-Garde) (به معنی پیشتاز):

اصطلاحی است که به هنرمندان، نویسندگان و شاعرانی اطلاق می شود که در یک دوره ی معین پیشروترین اسلوب یا مضمون را در آثار خود به کار برده، و غالبا بانی جنبش های نو گردیده اند.

تعریف تئاتر پوچی (ابزورد Absurd):

تئاتر پوچی مشخصا به عنوان مکتبی واحد به وجود نیامد، بلکه نمایشنامه نویسانی، کم و بیش در دوره ای پس از جنگ دوم جهانی شروع به نگارش نمایشنامه هایی کردند که دیدگاه های مشابهی نسبت به انسان و زندگی داشتند.

به بیان دیگر این نویسندگان معتقد بودند که زندگی به مرگ منتهی می شود و در نهایت بی معنا و پوچ است.

این پوچی را فقط می توان به کمک شکلی همانقدر پوچ و بی معنا بیان کرد.

مهم این حقیقت بود که این نمایشنامه نویسان کوشیدند ((شکل)) نمایش را با مضمون یا محتوای آن تطبیق دهند.

مشهور ترین نمایشنامه نویسان این سبک ساموئل بکت با نمایشنامه ی ((در انتظار گودو))، اوژن یونسکو با نمایشنامه ی ((آوازخوان طاس و صندلی ها))، آلبر کامو با نمایشنامه ی ((سیزیف)) و ((عادل ها)) قابل ذکرند.

 

تعریف هنر اسلامی (Islamic Art):

این اصطلاح بر ویژگی های هنر مبتنی بر دین مبین اسلام دلالت دارد.

هنر اسلامی در این معنا محصول تمدنی است که طی چندین قرن در قلمرو وسیع اسلام، از هند تا اسپانیا شکوفا گردید و سنت های هنری پایداری نیز به بار آورد.

هنر اسلامی دارای ماهیت دینی و معنوی است که نه فقط در بارزترین مظاهر آن یعنی معماری مساجد و ابنیه، بلکه در عرصه های خوشنویسی هنر تزیینی و هنر تصویری نمایان شده است.

 

ساختار دراماتیک:

ارسطو شعر را به سه دسته تقسیم می کند:

1_تغزلی (لریک) 2_حماسی (اپیک) 3_نمایشی (دراماتیک)

شعر دراماتیک: شعری است که بر خلاف آن دوی دیگر قابلیت «دیده» شدن را دارا است.

حال باید دید چگونه یک اثر نمایشی می تواند «دیدنی» جلوه کند.

برای این منظور باید گفت که وقتی هر اثر هنری «هدف» و «ساختار» داشت؛ آن وقت می تواند 1_یک تجربه ی احساسی و ادراکی را به مخاطب منتقل کند. 2_ بر او تاثیر ماندگار خواهد شد. 3_ این تاثیر ماندگار خواهد شد. 4_ تجربه ی حاصل از این تاثیر لذت بخش و خوشایند خواهد بود.

پس یک اثر نمایشی برای اجرا یا دیده شدن ساخته می شود. (برخلاف تغزل و حماسه)

هدف نمایشی: منظور این است که یک هنرمند، با ایجاد اثر هنری خود، چه حس و معنایی را می خواهد به مخاطب منتقل کند.

ساختار نمایشی: مجموعه ی عواملی که در یک اثر، گرد هم می آیند و شکلی منظم یافته و تا هنرمند را به هدفش برسانند.

در نتیجه، چگونگی رابطه ی عناصر با هم و با کل (هدف) را ساختار گوییم. این ساختار در جهت ارتباط با مخاطب صورت می گیرد و درست همچون ساختمان بیولوژیکی بدن انسان دارای ابتدا] میانه و انتها است. (تولد، زندگی و مرگ)

1_ ابتدا (مقدمه):

در مقدمه یا پرولوگ یا اکسپوزسیون، با شخصیت های مهمی که در ماجرا، نقش دارند آشنا می شویم.

در همین بخش موقعیتی پیش می آید که باعث طرح سوالی در ذهن مخاطب می شود و این سوال در «نقطه ی اوج» که در بخش پایانی است، پاسخ داده می شود. پس در مقدمه قهرمان (پروتاگونیسم)، ضد قهرمان (انتاگونیسم)، فضا و مکان و زمان وقوع ماجراها و لحن اثر شناسانده می شود.

مقدمه می گوید: موضوع از چه قراره، چه زمانیه، چه مکانیه، روابط آدمها چگونه است؟ سوابق آدمها چیست؟

2_میانه (حادثه پردازی):

در این بخش شاهد جدال بین قهرمان و ضد قهرمان هستیم که هدف مشترکی را دنبال می کند.

این بخش «کشمکش» یا جوهر درونی درام را شامل می شود.

کشمکش: مهم ترین عنصر روایت نمایشی است و وقتی شروع می شود که در اثر یک عامل بیرونی یا درونی تعادل اولیه به هم می خورد (تعادل قهرمان)، حرکت برای ایجاد تعادل ثانویه آغاز می شود؛ نیروهای بازدارنده (ضد قهرمان یا نیروهای فرازمینی) وارد عمل می شوند و کشمکش ایجاد می شود و این کشمکش ایجاد کشش می کند.

باید دانست که کشمکش نمایشی، آگاهانه و هدفمند است مبدا یا آغاز را که «انگیزه» است به «هدف» یا «نتیجه ی نمایشی» پیوند می زند. «کشمکش» تولید «بحران» نمایشی می کند و بحران نیز باید گسترش یابد تا به نقطه ی اوج برسد.

در درام کشمکش به چهار صورت دیده می شود:

1_انسان با انسان

2_انسان با جمع

3_جمع با جمع

4_انسان با خود.

 

3_انتها (نتیجه):

نقطه اوج درام و گره گشایی و نتیجه ی نمایش در این بخش صورت می گیرد؛ و شامل نیمه ی دوم پرده ی آخر (در یک درام 5 پرده ای کلاسیک) می شود.

مثلا نقطه ی اوج نمایش هملت در شمشیر بازی و دوئل پایانی هملت است.

در این بخش سوال ابتدایی (مثلا در نمایش هملت: آیا هملت قاتل پدرش را خواهد یافت و آیا می تواند انتقام خون پدرش را بگیرد؟) پاسخ داده می شود و تمام گره ها باز شده و تمام شخصیت ها به سامان می رسند. نمودار زیر ساختمان یک نمایشنامه ی کلاسیک پنج پرده ای را نشان می دهد.

 

توجه:

هر پرده خود دارای ابتدا، میانه و نتیجه است.

 

بازگشت به لیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.